راز های اینجا را کاری نداشته باش،لطفا
بگذار بماند برای خودم.
صبور ترم..
من از تو ،که از تفکرات ِ آدمی چیزی نمیدانی
بیشترم..
من نه،من تو نیستم .
"آدم" همیشه "اشتباه" فکر می کند..
تک زده به صورتم
این روزها
خیس ِ سادگی ام..
هیچوقت حس تعلقی نداشته، به ما
و من..
و ما هرگز ، به او ..
و من..
و این تمام آن چیزی بود که در زندگی نداشتیم.
و تمام آنچه که ، همیشه کم داشتیم،
ما ..
و من ..
قاطی ِ آدمـــــــــــــــــــــــــــــها شوم.
این باید جدی ترین مرحله از رشد و تکامل ِ آدمی برای شروع یک زندگی ِنو باشد.
اگر باشد..
تا شلوغ نکند
دلم..
به من مهلت بده تا فردا
به راهت بدوم
امروز خسته ام..
اما کاش گند خوبیات در نیاد
که اگه در بیاد
دیگه نمیتونی خوب باشی،
نِ می تو نی !
آنهایی که دل ، دارند..
وانها که دلدارند ..
از خودم.
شاید ،نزدیکتر شدم.
به آنچه باید..
از شما نه
اینبار از خودم..
دل های بی قرار..
ye chizaei tahe delam hamishe tah migire
na mishe nevesht na mishe goft na hata mishe birun rikht
va inas ke ruhamo ghelghelak mide
خلاصه ای از بذله گویی ِ من و شیدای بزرگ
من این هنر را ندارم،چون
همیشه با تو چیزی کم دارم !
تو علت شادیم باش !
و اینگونه است که شادی غصه می آفریند..
غصه ی نداشتن !
بروم هوایی بخورم..
احتمال سهمیه بندی اش زیاد است !
جوابت میدهم جوابت میکنم..
و دلم
رو بر میگرداند
نبینی اش ای کاش
برای خودم سوخت
وقتی
خانم صدایم کردی..
خیلی بزرگ شده ام،
به چشمان نجیبت قسم..
به سهم اندک یک علاقه ی مبهم
قناعت کرد..
من و یک دل بهاری
گرم،
بدون درخت..
واژه ای خط خورده از سرنوشت محتوم پدرها و مادرهای ماست.
حالا ما بچه ها که،
بمانیم..
بدون ریشه
و من فقط یک برگم !
(برای بابا)
زندگی
می خواهد.
سبز ِ سبز !
ما همه از یک خانواده ایم..
تلخ و تند و عبوس
یا که ساکت و صبور..
درحالیکه میدانند سکوت برایم همانا حکم مردن است.
و من جای اعتراض، سکوت می کنم.
فردا
روزی ست که
خواستنی تر میشوم.
(سکوت همانا مردن است،و من سکوت می کنم).
و نابرابری شان تنها و تنها به " نون " اول منتهی ست..
آنها هرگز عمق نگاهت را نمی خوانند..
خسته اند مردم
از هی باز گفتنش
و به جایی نرساندنش
آخر..
وقتی در شروعش مانده ای..
فکر می کنی زندگی از کجا شروع میشود
وقتی که تو همیشه در نقش یک درمانده ای !!!
ماهی چند بار زندگی را شروع کرده باشی خوب است؟
و چندبار به پایان رسانده باشی..
پاها آنجا میرود
که دل برود..
نمیدونم کجا خونده بودم.
به خودت نیگا کن ..
و البته سخت ترین کار ، حل کردن لذت های روزمره شون!
حتی کار گرگها هم نیست
تو که یعنی آدمی..
اگر میخواهی ساخته شوی.
سختی بکش،بساز ، بسوز..
گفت..مهسا مهسا توی جاده ی زندگی ات منحرف نشوی مهسا مهسا..فاصله ها را بپا خط نخوری مهسا مهسا..
آدم وقتی کمک بخواهد،همه در نظرش کوچکند .
من هم خواهم زد..
گفت..
سلامتو نده کس دیگه برسونه،
خودت از همه بهش نزدیکتری..
.
.
.
بی تابم !
اما تظاهر به آرامش هرگز آرامش بخش نیست..
مسیحا برزگر
ظرف تحملم سر رفته،
خسته مهــ..
تو اشتباه میکنی
و عمر ما تموم میشه.
گذشته.
.
.
.
گذشت کن !