برای زندگی باید دوید
اما،
نهـ اینکه جنگید !
همیشه ،ما اشتباه می کنیم ؟
همیشه هم منجر به جدایی نمیشوند
گاهی
آسمان ریسمان ِ رابطه را محکم تر می کنند.
بذار زندگی مو بکنم!
باور نمی کنند آخر !
از دست رفته اند
فرصتی نیست برای دوباره خواستن
قیدشان را بزن !
دلم یک لیوان سن ایچ ِ خنک و طبیعی می خواهد،بدون اسانس های رنگی ِ مصنوعی.
ازدواج ،
یعنی ،
محـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدودیــــــــــــــــــــــت !
آمد،
ایستاد،
سری از سر ِ تاسف تکان داد و
رفت..
چه می خواست بگوید
با آن نگاه سنگینش ؟
قهریم آخر
با خودمان هم..
۲-دوستت دارم چه در خاطرم باشی و یا در کنارم
۳-آدما کار میکنن که زندگی کنن ولی تو زندگی می کنی تاکه کار کنی.
۴-با اینکه می دونم منطق چی میگه اما ، نگاهتو از دلم برگردون تا آروم شی..
----------------
دلم نیومد از گوشیم پاک کنم و اینجا ثبت نکنم،حرفای عزیزی که هیچوقت گذرش اینجاها نمی افته..
و من تنها
یاد ِ یکی از آنها می افتم
فقط یکی..
همیشه خوبی ها را یاد آورم می کند
و بدی ها را
از من اسرار از او انکار
نع،یادم نمی آورد..
دوست می دارمش.
مثل افکارمان..
نمی رسد به جایی !
آنهایی که نداریم و نیستند اما ناچاریم در حافظه غیر موقتمان همیشه نگه داریم تا نمیرند،باشند، همپای دم ِ دستی ها با ما راه می آیند و حرف می زنند اما در نهایت خاطره اند و در حافظه غیر موقتمان ثبت شده اند.
مثال ِ تو ، مثال آدمهایی ست که همه را ثبت شده دارند و اما هیچ ندارند..
از برای همین بود که
باورت نکرده،
رهایت کردم.
حتی ساده ترینشان..
به گل های قالی زل می زنم
و دلم برای دوست داشتنی هایم می سوزد
توکه می گویی دوستت دارم
دلم برای خودم و هرآنچه بودم و هستم
می سوزد.
تو خیلی با گذشتی
دختر ِ بابا گریه کرد
نه از سر ِ گذشت،
شاید
از
بدبختی ..
تا شوق پرواز هست !
آزی
اینگونه شاید برداشت درست تری از رفت و آمد آدمها می کردم.
گله یا شکر گذاری
وقتی ناچارم گاهی دور بعضی آدمها خط بکشم،خط خطی شان کنم و در جایی گنگ به پایانشان برسانم تا از پایانِ یک راه، به آغازِ ِ دوباره ی خودم برگردم..
سازگاری با خود و دیگران ، سخت است.خیلی سخت
هيچ چيز ندارند
اما
آدم را دوست دارند !
تا ماه و آسمان
تا آدم و دريا و طبيعت
بايد لذت برد
بايد خنديد
بايد روز را زندگي كرد.
زندگي مي كنيم.
براي آنها كه نااميدند..
از دلم ولي
نپرس.
بیاید با هم بخندیم
نه به هم..
خیلی خیلی خوشبختم..
باید خطت بزنم.
کامروا باشی !
طعنه های تو، برادرم و بابا را ،اگر نشنوم پیر میشوم.
کور شود آنکه تحملش کم است و صبرش لبریز
خودم.
پیش تو که فقط فکر میکنی زیادی.
خالی می کنم دلت را و خالی میشوم.
خالی ِ خالی.
سخت.
مشغول ِ دوندگی
برای زندگی
تسلیم حقایق شده ام،تسلیم سکوت
تسلیم ایام و کام های روزگار
بنگر مرا که اینها همه گواه قد کشیدن است،
به پریشانی ِ درمان نشده ام قسم
یعنی
تو بلند شو !
انتخاب کن !
۲-کسی می تونه عاشق بشه
که از خودش بگذره.
۳-اکثر هنرمندا هنر َبند هستن نه هنر مند،
چون خودشونو به هنر آویزوون کردن !
۴-آدم اگه برای زندگی ش اثبات و استدلال داشته باشه میتونه حرف برای گفتن داشته باشه،اما وقتی نه داری،نه می دونی و نه میخوای که بدونی،بی استدلال بی دلیل بی برهان بی ثبات بی منطق حرف نزن !
۵-هنر، قبل از اینکه بهت دو بال پرواز بهت بده دو تا پات رو میشکنه.حالا میل خودته انتخاب،که بال رو بخوای یا پاهات..
۶-"دیدن " با "نگاه کردن "خیلی فرق میکنه،دیدن از کلمه دید و دیدار میاد و غیر ارادیه اما نگاه کردن عملیاتیه که بر اساس فیزیک چشم دیده میشه ..
مثال: توو خیابون که میرفتم باباتو دیدم ولی خوب که نگاه کردم دیدم اشتباه کردم !
۷- "حقیقت" و "واقعیت"
حقیقت از حق میاد ممکنه نبیینیم اما باید وجود داشته باشه و واقعیت از وقوع میاد وجود داره !
حقیقت اینه که دروغ کار بدیه اما واقعیت اینه که ما دروغ می گیم !
حقیقت اینه که دل ما خیلی بزرگه و میتونیم همه رو دوست داشته باشیم اما واقعیت اینه که نمی تونیم همه رو دوست داشته باشیم !
سر ِ کلاس تاریخ هنر ایران و جهان،استاد خیلی خیلی عزیزم خانم یوسفی